Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قعاع

تلفظ بین المللی : /q1aʔˈɑʔ/ تلفظ :‌ [q1a?'A?]
لغت نامه دهخدا
  • رَخ قاعده ای
  • الزام قاعده
  • سرخرگ قاعده ای
  • شوره قاع
  • علی القاعده
  • عمر قضاعی
  • ایضاح الفواید فی شرح مشکلات القواعد
  • فعل بی قاعده
  • قاضی قضاعی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قعاع. [ ق ُ ] ( ع ص ) نیک تلخ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): ماء قعاع ؛ آب سخت تلخ سطبر. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به قَعّ شود. و گویند قعاع آبی است که شورتر از آن نباشد و شکم شتران را بسوزاند. واحد و جمع در آن یکسان است. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • رَخ قاعده ای
  • الزام قاعده
  • سرخرگ قاعده ای
  • شوره قاع
  • علی القاعده
  • عمر قضاعی
  • ایضاح الفواید فی شرح مشکلات القواعد
  • فعل بی قاعده
  • قاضی قضاعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات