معانی کلمه : قطب الدین
لغت نامه دهخدا
قطب الدین . [ ق ُ بُدْ دی ] (اِخ ) ملکشاه . رجوع به ملکشاه شود.
قطب الدین . [ ق ُبُدْ دی ] (اِخ ) محمودشاه . رجوع به محمودشاه شود.
قطب الدین . [ ق ُ بُدْ دی ] (اِخ ) محمد خوافی . رجوع به مجد خوافی شود.
فرهنگ فارسی
ملکشاه ثانی از سلاجقه روم ( جل.۵۸۴ هق / ۱۱۸۸م . ) .
قاضی احمد ابن نور الدین محمد بن جلال الدین امامی مرجع اکابر خراسان بود . وی در اواخر دولت میرزا شاهرخ تا اوان سلطنت سلطان حسین میرزا در هرات بلوازم امر قضا اشتغال داشت . وفاتش در غره شوال سال ۸۷۸ ق اتفاق افتاد و در مزار علامه رازی مدفون گشت .
قاضی احمد ابن نور الدین محمد بن جلال الدین امامی مرجع اکابر خراسان بود . وی در اواخر دولت میرزا شاهرخ تا اوان سلطنت سلطان حسین میرزا در هرات بلوازم امر قضا اشتغال داشت . وفاتش در غره شوال سال ۸۷۸ ق اتفاق افتاد و در مزار علامه رازی مدفون گشت .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: qotboddin) (عربی) محور آیین و کیش ؛ (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر در تاریخ .
