Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قطاری

تلفظ بین المللی : /q1atˈɑri/ تلفظ :‌ [q1at'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قطاریق
  • قطاریه
  • دُم قاطری
  • دُم قاطریان
  • ردۀ قطری
  • زبد القواریر
  • ساسان قاریز
  • سراج القطریل
  • سامانۀ آشکارسازی قطار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قطاری . [ ق ُ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قُطارة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قطارة شود.

قطاری . [ ق ُ ری ی ] (ع ص ، اِ) مار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): حیة قطاری ، بضم ؛ مار سیاه که در تنه ٔ درخت جای گیرد، یا مار که زهر وی از دهنش بچکد جهت فزونی . (منتهی الارب ). رجوع به قطاریة شود.

قطاری. [ ق ُ ری ...

فرهنگ فارسی

نسبت است به قطاره

کلمات مرتبط

  • قطاریق
  • قطاریه
  • دُم قاطری
  • دُم قاطریان
  • ردۀ قطری
  • زبد القواریر
  • ساسان قاریز
  • سراج القطریل
  • سامانۀ آشکارسازی قطار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات