Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قصب مصری

تلفظ بین المللی : /q1ˈasab mˈesri/ تلفظ :‌ [q1'asab m'esRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مصری قطب الدین ابراهیم
  • قطب مصری
  • قصب
  • قصب الجیب
  • قصب الذریره
  • قصب الزریره
  • قصب السبق
  • قصب السبق بردن
  • قصب السکر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قصب مصری. [ ق َ ص َ ب ِ م ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نام پارچه ای است که آن را در مصر می بافند. || کنایه از شعاع و پرتو آفتاب هم هست. || برق برادر رعد را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به قصبة شود.

فرهنگ فارسی

نام پارچه ایست که آنرا در مصر می بافند و کنایه از شعاع و پرتو آفتاب هم هست و برق برادر رعد را گویند .

کلمات مرتبط

  • مصری قطب الدین ابراهیم
  • قطب مصری
  • قصب
  • قصب الجیب
  • قصب الذریره
  • قصب الزریره
  • قصب السبق
  • قصب السبق بردن
  • قصب السکر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات