قشر. [ ق َ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ).
قشر. [ق َ ش ِ ] (ع ص ) بسیارپوست : تمر قشر؛ خرمای بسیارپوست . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قشیر شود.
← پوسته 2
قشر (gheshr) در گویش گنابادی یعنی زایدی || گروه ، سطح اجتماعی و خانوادگی ، طبقه
بستر، بنلاد، پوست، پوسته، پوشش، جلباب، طبقه، لایه، ورقه
پوسته، لایه