معنی کلمه : قشبانیه
لغت نامه دهخدا
قشبانیة. [ ق ُ نی ی َ ] (ع اِ) جامه ٔ کهنه . (منتهی الارب ). برد خَلَق . (اقرب الموارد). مر النبی (ص ) و علیه قشبانیتان ؛ ای بردتان خلقان . (منتهی الارب ).

قشبانیة. [ ق ُ نی ی َ ] (ع اِ) جامه ٔ کهنه . (منتهی الارب ). برد خَلَق . (اقرب الموارد). مر النبی (ص ) و علیه قشبانیتان ؛ ای بردتان خلقان . (منتهی الارب ).