Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قشاع

تلفظ بین المللی : /q1aʃˈɑʔ/ تلفظ :‌ [q1aS'A?]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشاعر
  • قشاعم
  • قشاعه
  • رَخ قاعده ای
  • الزام قاعده
  • سرخرگ قاعده ای
  • شوره قاع
  • علی القاعده
  • عمر قضاعی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قشاع . [ ق ُ ] (ع اِ صوت ) آواز کفتار ماده . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِ) دردی است که انسان را مأیوس سازد . || گیاهی است بدون برگ که به درختان پیچد و از آنها بالا رود. فشاغ . (اقرب الموارد).

قشاع . [ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قشع، به معنی پاره ای از چرم خشک . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || ج ِ قَشْعة. رجوع به قشع و قَشْعة شود. || لته ٔ ...

فرهنگ فارسی

جمع قشع بمعنی پاره از چرم خشک یا لته پاره .

کلمات مرتبط

  • قشاعر
  • قشاعم
  • قشاعه
  • رَخ قاعده ای
  • الزام قاعده
  • سرخرگ قاعده ای
  • شوره قاع
  • علی القاعده
  • عمر قضاعی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات