معانی کلمه : قسوت
لغت نامه دهخدا
قسوت . [ ق َس ْ وَ ] (ع مص ) قَسْوة. رجوع به قسوة شود.
فرهنگ عمید
۱. سخت دل شدن.
۲. سنگدلی.
۲. سنگدلی.
فرهنگ معین
(قَ وَ ) [ ع . قسوة ] ۱ - (مص ل . ) سخت و درشت گردیدن . ۲ - (اِمص . ) سنگدلی .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سخت دل شدن ۲ - ( اسم ) سخت دلی سنگدلی .
