کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قسقاس
تلفظ بین المللی :
/q1asq1ˈɑs/
تلفظ :
[q1asq1'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قسقاسه
قسطاس
قسقسه
قلقاس
قساسی
قساس
قساسیه
قساقس
قسقامور
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
قسقاس. [ ق َ ] ( ع ص ) سریع و شتاب رو. ( منتهی الارب ). سریع. ( اقرب الموارد ). || رهبر و رهنما. ( منتهی الارب ). دلیل. هادی. ( اقرب الموارد ). راهنمای. ( مهذب الاسماء ). || ( اِ، اِمص ) شدت و سختی گرسنگی و سرما. || ( ص ) رسن نیکو و جید. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || تیغ کند. ( منتهی الارب ). الکهام من السیوف. ( اقرب الموارد ). || شب تاریک. ( منتهی الارب ). || آن شب که رفتن و سیر در آن دشوا...
کلمات مرتبط
قسقاسه
قسطاس
قسقسه
قلقاس
قساسی
قساس
قساسیه
قساقس
قسقامور
نظرات