Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قزقشلاق

تلفظ بین المللی : /q1ˌazaq1ʃalˈɑq1/ تلفظ :‌ [q1,azaq1Sal'Aq1]
لغت نامه دهخدا
  • رضا قشلاقی
  • رضاقلی قشلاقی
  • ساری قشلاق
  • طالب قشلاقی
  • علی قشلاقی
  • قره قشلاق
  • قره چی قشلاق
  • قزل قشلاق
  • قزلجه قشلاق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قزقشلاق. [ ق ِ ق ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان حومه بخش کرج شهرستان تهران واقع در 13 هزارگزی جنوب باختری کرج و 1 هزارگزی راه فرعی اشتهارد به کرج.موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه ٔآن 89 تن. آب آن از قنات و رودخانه کرج و محصول آن غلات ، بنشن ، صیفی ، چغندرقند، قلمستان. شغل اهالی زراعت است. ماشین میتوان برد. در بهار ایل میش مست به حدود این ده می آیند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 )....

کلمات مرتبط

  • رضا قشلاقی
  • رضاقلی قشلاقی
  • ساری قشلاق
  • طالب قشلاقی
  • علی قشلاقی
  • قره قشلاق
  • قره چی قشلاق
  • قزل قشلاق
  • قزلجه قشلاق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات