معانی کلمه : قزاقی
لغت نامه دهخدا
قزاقی . [ ق َزْ زا ] (ص نسبی ) نسبت است به قزاق .
- آجر قزاقی ؛ نوعی از آجر که طول آن بیش از عرض آن است و قسمی از آن را در روی ساختمانها به کار برند. در مقابل آجر نظامی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان میلانلو بخش شیروان قوچان . در ۶٠ هزار گزی جنوب باختری شیروان و ۹ هزار گزی باختر مالرو عمومی امیران به زین آباد واقع و موقع جغرافیایی آن کوهستانی و معتدل است .
