Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قرینه

تلفظ بین المللی : /q1erˈineː/ تلفظ :‌ [q1eR'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • قرینه صارفه
  • قرینه معینه
  • قرینه ٔ حالیه
  • قرینه ٔ مقالیه
  • قرینه ٔ صارفه
  • قرینه ٔ لفظیه
  • قرینه ٔ معینه
  • قرینه دره
  • قرینه دندانان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

قرینة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).

قرینة. [ ق َ ن َ ] (اِخ ) مرغزاری است به ضمان . (منتهی الارب ).

قرینة. [ ق َ ن َ ] (ع اِ) نفس . || زن شوی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || آنچه محاذی یکدیگر باشد در بنا و عمارت . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || فارسیان به معنی مثل و مانند استعمال کنند. (آنندراج...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که از جهت پی بردن به امری یا رسیدن به مراد و مقصد مانند دلیل باشد، علامت، نشانه.
۲. (صفت ) [قدیمی] نظیر، مانند.

فرهنگ معین

(قَ نِ ) [ ع . قرینة ] (اِ. ) ۱ - زوجه . ۲ - علامت واثر. ۳ - شبیه . ۴ - علامت و نشانه ای که دلیلی باشد برای پی بردن به چیزی .

فرهنگ فارسی

مونث قرین، زوجه ، قرائن جمع، علامتی برای انسان ماننددلیل برای پی بردن به امری
( صفت ) مونث قرین ۱ - زوجه زن ۲ - آنچه که دلیل باشد برای فهم مطلبی یا پیدا کردن مجهولی یا رسیدن بمقصدی علامت نشانه ۳ - نظیر مانند ۴ - دو لفظ قافیه دار واقع در وسط دو مصراع بیتی ۵ - جمع دو مقدمه جمع : قراین ( قرائن ) .
موضعی است

مترادف و متضاد

متقارن

تناظر، توازن، نظیر، هماهنگ

۱. متقارن
۲. تناظر، توازن، نظیر، هماهنگ

analogy (اسم)قیاس، توافق، شباهت، مقایسه، همانندی، تناسب، قرینه، تساویsymmetry (اسم)همسازی، تناسب، قرینه، تشابه، تقارن، هم جور، هم اراستگی، مراعات نظیرindication (اسم)اشاره، نشان، نشانه، قرینه، بروز، علامت، دلالتproportion (اسم)قیاس، درجه، مقدار، شباهت، تناسب، قرینه، قسمت، نسبت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] قرینه به شیء همراه کلام، و راهنمای مخاطب به مراد جدّی متکلّم اطلاق می شود.قرینه از « مقارنه » گرفته شده، و به معنای هر چیزی است که همراه کلام بوده و مخاطب را به آن معنایی که مراد جدی متکلم است، راهنمایی می کند؛ به بیان دیگر، هر آن چیزی است که به مطلوب اصلی متکلم اشاره نموده و بیان گر مراد جدی او است، به گونه ای که اگر آن نباشد، معنای دیگری که مراد متکلم نیست، افاده می گردد.← نکته ۱. ↑ ک...

کلمات مرتبط

  • قرینه صارفه
  • قرینه معینه
  • قرینه ٔ حالیه
  • قرینه ٔ مقالیه
  • قرینه ٔ صارفه
  • قرینه ٔ لفظیه
  • قرینه ٔ معینه
  • قرینه دره
  • قرینه دندانان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات