کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قرین-شدن | کلماتور
معانی کلمه : قرین شدن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈarin ʃˈodan/
تلفظ :
[q1'aRin S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بهشتی شدن با ایمان به قران
بهشتی شدن با تصدیق قران
ایمان به شان قران
تفسیر نزول القران فی شان امیرالمؤمنین
شان قران
شان قران در روایات
شان نزول ایات قران
قرین
قرین گردانیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قرین شدن. [ ق َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) یار شدن. همسر شدن :
خاک خراسان بخورْد مر دین را
دین به خراسان قرین قارون شد.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نزدیک شدن اقتران ۲ - مصاحب شدن همنشین شدن : زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر . ( دیوان کبیر ۲ ) ۲۶ : ۱ - همانند شدن چیزی بچیزی .
مترادف و متضاد
conjoin
(فعل)
پیوستن، وصل کردن، قرین شدن
کلمات مرتبط
بهشتی شدن با ایمان به قران
بهشتی شدن با تصدیق قران
ایمان به شان قران
تفسیر نزول القران فی شان امیرالمؤمنین
شان قران
شان قران در روایات
شان نزول ایات قران
قرین
قرین گردانیدن
نظرات