Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قرزه

تلفظ بین المللی : /q1ˈarzeː/ تلفظ :‌ [q1'aRze:]
لغت نامه دهخدا
  • ذوی القربه
  • اوراق قرضه
  • علق القربه
  • علی اباد قرنه
  • علی اباد قره گل
  • علی قره باش
  • عمر قره داغی
  • قازه
  • قازه دار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

قرزة. [ ق ُ زَ ] (ع اِ) یک مشت از هر چیزی . (منتهی الارب ). قریب یک مشت . (از اقرب الموارد).

( قرزة ) قرزة. [ ق ُ زَ ] ( ع اِ ) یک مشت از هر چیزی. ( منتهی الارب ). قریب یک مشت. ( از اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

  • ذوی القربه
  • اوراق قرضه
  • علق القربه
  • علی اباد قرنه
  • علی اباد قره گل
  • علی قره باش
  • عمر قره داغی
  • قازه
  • قازه دار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات