قرب . [ ق ُ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).
قرب . [ ق ُ ] (اِخ ) (یوم ذات ...) روزی است از روزهای عرب . (معجم البلدان ).
قرب . [ ق ِ رَ ] (ع اِ) ج ِ قِرْبة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قِرْبة شود.
قربه#NAME?
۱. نزدیک شدن.
۲. نزدیکی.
جوار، نزدیکی
بها، قدر، مرتبه، منزلت
خویشاوندی، خویش، قرابت
۱. بها، قدر، مرتبه، منزلت
۲. جوار، نزدیکی
۳. خویشاوندی، خویش، قرابت