Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قراول

تلفظ بین المللی : /q1arˈɑvol/ تلفظ :‌ [q1aR'Avol]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • قراول تپه
  • قراول خانه
  • قراول رفتن
  • قراول چای
  • قراول کشیدن
  • قراول کوه
  • قراول ازبکستان
  • قراول حاجی تاجی
  • قراول خانه قفقاز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

قراول . [ ق َ وُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس واقع در 4000 گزی جنوب کلاله . موقع جغرافیایی آن دشت معتدل مالاریائی است . سکنه ٔ آن 605 تن است . آب آن از رودخانه ٔ دوچای و محصول آن برنج ، غلات ، حبوبات ، تریاک ، لبنیات ، و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان مختصر بافتن پارچه ٔ ابریشمی و نمدمالی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3)....

فرهنگ عمید

سربازی که در جایی برای کشیک و نگهبانی گماشته شود؛ نگهبان؛ دیده‌بان.
⟨ پیش‌قراول: (نظامی) پیشرو لشکر؛ سربازی که جلوتر از سایر سربازان به سرزمین دشمن رود.

سربازی که در جایی برای کشیک و نگهبانی گماشته شود، نگهبان، دیده بان.
* پیش قراول: (نظامی ) پیشرو لشکر، سربازی که جلوتر از سایر سربازان به سرزمین دشمن رود.

فرهنگ معین

(قَ وُ ) [ تر. ] (اِ. ) نگهبان ، دیدبان ، پاسدار، مستحفظ .

دانشنامه آزاد فارسی

قَراولاصطلاحی نظامی، مأخوذ از ترکی، به معنای نگهبان، دیدبان، مستحفظ و کشیک. این اصطلاح دست کم از عهد قاجار تا ۱۳۱۳ش به سربازی اطلاق می شد که وظیفه اش نگهبانی و کشیک در محلی معیّن بود. برج نگهبانی را قراول خانه می گفتند، که در مکان های بلند مشرف بر اطراف بنا می شد و قراولان در آن جا پاسداری می کردند. قراول می بایست در تمام مدت نگهبانی، در حالتِ ایستاده تفنگش را از خود دور نکند و در محل تعیین شده ثا...

فرهنگ فارسی

نگاهبان، دیدبان، سربازی که درجائی کشیک باشد۱ - دیدبانی که در برج و باروی اطراف شهر و جاده ها بمراقبت پردازد ۲ - سربازی که در محلی بکشیک پردازد نگاهبان مستحفظ پاسدار ۳ - میر کشاری که صید را از دور ببیند و تشخیص دهد ۴ - فوجی که از پیش رود مقدمه طلایع طلایه جلودار یا پیش قراول .دهی از دهستات گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبد قابوس واقع در ۴٠٠٠ گزی جنوب کلاله موقع جغرافیائی آن دشت مالاریائی است سکنه آن ۶٠...

مترادف و متضاد

نشانه‌روی، نشانه‌گیری

پاسدار، جلودار، دیده‌بان، دیده‌ور، طلایه، کشیک، گماشته، مستحفظ، نگهبان، یزک

۱. پاسدار، جلودار، دیدهبان، دیدهور، طلایه، کشیک، گماشته، مستحفظ، نگهبان، یزک
۲. نشانهروی، نشانهگیری

warden (اسم)سرپرست، رئیس، ناظر، متصدی، نگهبان، بازرس، قراول، زوار، والیsentinel (اسم)نگهبان، دیده بان، کشیک، قراول، سرباز محافظsentry (اسم)نگهبان، پاسدار، کشیک، قراول، نگهبانی...

کلمات مرتبط

  • قراول تپه
  • قراول خانه
  • قراول رفتن
  • قراول چای
  • قراول کشیدن
  • قراول کوه
  • قراول ازبکستان
  • قراول حاجی تاجی
  • قراول خانه قفقاز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات