معانی کلمه : قرامطه
لغت نامه دهخدا
قرامطه. [ ق َ م ِ طَ ] ( اِخ ) ج ِ قرمطی. قرمطیان. رجوع به قرمطیان شود.
فرهنگ عمید
فرقه ای از اسماعیلیه پیرو حمدان بن اشعث، ملقب به قرمط که مدت صد سال در قلمرو خلفای عباسی ایجاد فتنه و آشوب کردند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:قرمطیان
wikijoo: قرامطه
