Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قر

تلفظ بین المللی : /q1ˈer/ تلفظ :‌ [q1'eR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • قَر
  • قُرّ
  • قِرّ
  • قُر
  • قر اباد
  • قر امدن
  • قر انداختن
  • قر شدن
  • قر و غربیله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

قر. [ ق ُ ] (ص ) غُر. کسی که مبتلا به مرض فتق بیضه است .

قر. [ ق ِ ] (اِخ ) در کتب رجال شیعه رمز است اصحاب باقر علیه السلام را.

قر. [ ق ُرر ] (ع اِ) برد. سرما. || آرام جای . گویند: عندالمصیبةالشدیدة وقعت بقر؛ ای صارت فی قرارها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

قر. [ ق َرر ] (...

فرهنگ عمید

= ⟨ قر زدن
⟨ قر زدن: (مصدر متعدی) [عامیانه] فریب دادن زن یا دختری و او را با خود بردن برای عمل نامشروع.

سخن درشت و زیرلبی که از سر خشم و به‌حالت اعتراض گفته می‌شود.
⟨ قر زدن: (مصدر لازم) [عامیانه] سخنان درشت و زیرلبی گفتن از سر خشم و به حالت اعتراض؛ قرقر کردن.

جنبش و تکان عضوی از بدن از روی ناز یا در حالت رقص.⟨ قر دادن: (مصدر لازم) [عامیانه] تکان دادن و جنباندن...

فرهنگ معین

( ~ .) (ص .) (عا.) فرو رفته .

(قُ) (ص .) کسی که ورم بیضه دارد.

(قِ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می دهند. ؛ ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن .

(قِ ) (اِ. ) (عا. ) ادا و اطوار، پیچ و تابی که به بدن می دهند. ، ~ کمر انداختن کمر خود را با حرکات عشوه آمیز تکان دادن . (قُ ) (ص . ) کسی که ورم بیضه دارد. ( ~ . ) (ص . ) (عا. ) فرو رفته ....

فرهنگ فارسی

( صفت ) فرو رفته : این ظرف قر شده .
برد سرما

گویش مازنی

تاول

قهر قهر کردن

برآمدگی براثر وارد شدن ضربه

۱ورم کرده – باد کرده ۲چاقالو گردو قلمبه

۱گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان تیله استفاده شود ۲زنگ ...

/ghor/ ورم کرده – باد کرده - چاقالو گردو قلمبه & قهر قهر کردن & گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان تیله استفاده شود - زنگ های کوچکی که به گردن دام آویزند & تاول & برآمدگی براثر وارد شدن ضربه...

گویش دزفولی

تاول

مترادف و متضاد

تاول

ادا، اطوار، افسون، خرامش، دلبری، دلربایی، غمزه، لنجه

واژه نامه بختیاریکا

( قر (جر) ) اوج. مثلاً مِن قر گرما یعنی در جِّر گرما ( قِر ) ( پ ) ؛ پوشش اصلی پایین تنه زنان بختیاری که گاه محیط این دامن مانند بزرگ تا چهار متر می رسد ( قُر ) از گونه های زنگوله ( قِر ) از گونه های مریضی انسانی و حیوانی با امکان سرایت که باعث مرگ می شود ( قُر ) جوگیر؛ تحریک؛ تهییج ( قِر ) دایره ( قَر ) دعوا؛ جنگ ( قِر ) شکست ( قُر ) گلو ( قِر ) گوشه ( قُر ) قُتنیدن؛ کُر پِز پِز ( قُر...

کلمات مرتبط

  • قَر
  • قُرّ
  • قِرّ
  • قُر
  • قر اباد
  • قر امدن
  • قر انداختن
  • قر شدن
  • قر و غربیله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات