معانی کلمه : قجر
لغت نامه دهخدا
قجر. [ ق َ ج َ ] (اِخ ) مخفف قاجار. نام ایلی است که قریب یک قرن و نیم در ایران سلطنت کردند. رجوع به قاجاریه شود. || (اِ) نام یک آهنگ دستگاه شور است . (فرهنگ نظام ).
فرهنگ عمید
قاجار#NAME?
= قاجار
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
قجر (دیواندره)، روستایی از توابع بخش سارال شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰۸ نفر (۱۴۴خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۰۸ نفر (۱۴۴خانوار) بوده است.
wiki: قجر
گویش مازنی
قاجارطایفه ی قاجار این واژه به معنی تند رونده،چابک و چالاک ...
