معانی کلمه : قتلغ
لغت نامه دهخدا
قتلغ. [ ق ُ ل ُ ] (اِخ ) (امیر...) امیری از امیران شیراز (764 هَ . ق ). (معجم الانساب ص 365).
فرهنگ معین
(قُ لُ ) [ تر ] (ص . ) = قوتلوغ . قوتلوق : مبارک ، خجسته .
فرهنگ فارسی
( صفت ) مبارک خجسته .
برادر بایستقر در مراغه بسال ۵۶۳ با سلطان ارسلان بن طغرل بیک مخالفت کرد و اندیشه جنگ داشت .
برادر بایستقر در مراغه بسال ۵۶۳ با سلطان ارسلان بن طغرل بیک مخالفت کرد و اندیشه جنگ داشت .
