کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قبون
تلفظ بین المللی :
/q1ˈobuːn/
تلفظ :
[q1'obu:n]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذات القرون
ذوات القرون
سهل القبول
زیر قون
علی قونوی
عین قبول
قابل قبول
قای قون
قبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قبون.[ ق ُ ] ( ع مص ) رفتن در زمین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گویند: قبن قبوناً؛ رفت در زمین. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
رفتن در زمین رفت در زمین
کلمات مرتبط
ذات القرون
ذوات القرون
سهل القبول
زیر قون
علی قونوی
عین قبول
قابل قبول
قای قون
قبان
نظرات