معانی کلمه : قبه
لغت نامه دهخدا
قبه . [ ق ُب ْ ب َ ] (اِخ ) (ذوالقبة) ابن ثعلبه لقب حنظلةبن ثعلبه است . (منتهی الارب ). بدان جهت که دردشت ذی قار گنبدی بر پا ساخته است . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
بنایی که سقف آن گرد و برآمده باشد.
〈 قبهٴ خضرا: [قدیمی، مجاز] آسمان.
بنایی که سقف آن گرد و برآمده باشد.
* قبهٴ خضرا: [قدیمی، مجاز] آسمان.
* قبهٴ خضرا: [قدیمی، مجاز] آسمان.
فرهنگ معین
(قُ بَّ ) [ ع . قبة ] (اِ. ) برآمدگی ، بنایی که سقف آن برآمده و گرد باشد. ج . قباب .
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
قبه (استان الجزایر). قبه (به عربی: القبة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان الجزیره واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر
فهرست شهرهای الجزایر
wiki: قبه (استان الجزایر)
مترادف و متضاد
بارگاه، گنبد
واژه نامه بختیاریکا
( قُبِه ) ( صت ) ؛ قوه؛ باتری
