معانی کلمه : قبلی
لغت نامه دهخدا
قبلی . [ ق َ ب َ لی ی ] (اِخ ) ابویعقوب . محدث است . (منتهی الارب ).
قبلی . [ ق ُ لا ] (اِخ ) موضعی است میان غُرَّب و ریّان . (منتهی الارب ).
قبلی . [ ق ِ لی ی ] (ع ص نسبی ) نسبت است به قِبلَة. || جنوبی . طرف جنوب . (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - منسوب است به قبله ۲ - طرف جنوب .
محمد بن عمر بن حفص بن حکم مکنی به ابوبکر از محدثان است .
محمد بن عمر بن حفص بن حکم مکنی به ابوبکر از محدثان است .
مترادف و متضاد
آخری، پیشیین، سابق، قدیمی ≠ بعدی
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
پیشین
