Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قباوی

تلفظ بین المللی : /q1abˈɑvi/ تلفظ :‌ [q1ab'Avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ابونصر قباوی احمد بن نصر
  • قباحی
  • قبادی
  • قبادیان
  • قبادیانی
  • قباذیه
  • قبای
  • قبای اهنین
  • قبای خوشه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قباوی . [ ق ُ وی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قبا که شهری است از فرغانه . رجوع به قبا شود.

قباوی . [ ق ُ وی ی ] (اِخ ) خلیل بن احمد فقیهی پارسا بود و در بخارا حدیث میکرد. (سمعانی ).

قباوی . [ ق ُ وی ی ] (اِخ ) سلیمان بن داود از محدثان است . ابوکامل بصری گوید: او و پدرش داود با ما حدیث مینوشتند. (سمعانی )....

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به قبا از مردم قبا اهل قبا .
مسعده بن اسقع بن مسعده بن مبارک بن زید بن احمد فرغانی مکنی به ابوبکر از قدمائ محدثان است .

کلمات مرتبط

  • ابونصر قباوی احمد بن نصر
  • قباحی
  • قبادی
  • قبادیان
  • قبادیانی
  • قباذیه
  • قبای
  • قبای اهنین
  • قبای خوشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات