معانی کلمه : قباه
لغت نامه دهخدا
قباه. [ ق َ ] ( ع اِ ) قبا و جامه پوشیدنی. ( ناظم الاطباء ) :
ترا همیشه تفاخر بگوهر اصلی است
حسود را به کلاه گهرنگار و قباه.رجوع به قبا شود.
ترا همیشه تفاخر بگوهر اصلی است
حسود را به کلاه گهرنگار و قباه.رجوع به قبا شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) قبا .
قبائه گیاهی که ستور آنرا چرد
قبائه گیاهی که ستور آنرا چرد
