معانی کلمه : قایقران
لغت نامه دهخدا
قایق ران. [ ی ِ] ( نف مرکب ) آنکه قایق را به حرکت درآرد. لتکه چی.
فرهنگ عمید
۱. رانندۀ قایق، کسی که قایق رانی می کند.
۲. پاروزن در قایق پارویی.
۲. پاروزن در قایق پارویی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه شغلش راندن قایق است لکته چی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
بلمران، کرجیبان
