Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاچاق

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑtʃˈɑq1/ تلفظ :‌ [q1'AtS'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • قاچاق زنان
  • قاچاق شدن
  • قاچاق کردن
  • قاچاق بیین
  • قاچاق اسلحه
  • قاچاق انسان در اتریش
  • قاچاق انسان در اذربایجان
  • قاچاق انسان در ارژانتین
  • قاچاق انسان در استرالیا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

قاچاق. ( ترکی ص ، اِ ) برده. ربوده. ( فرهنگ نظام ). || آنچه ورود آن به کشور و یا معامله آن از طرف دولت ممنوع است.
- متاع قاچاق ؛ متاع ممنوع الورود یا ممنوع المعامله.

فرهنگ عمید

۱. خریدوفروش کالاهایی که معاملۀ آن ها در انحصار دولت یا ممنوع است.
۲. وارد کردن یا صادر کردن کالاهایی که ورود و صدور آن ها ممنوع است.
۳. (صفت ) ویژگی کالایی که معاملۀ آن ممنوع باشد.

فرهنگ معین

[ تر. ] (اِ. ) خرید و فروش اجناس به طور غیرقانونی .

دانشنامه آزاد فارسی

(در لغت به معنی چُست و چالاک و تند، و نیز به معنای کاری که پنهانی و با تردستی انجام شود) در حقوق، خرید و فروش یا ورود و صدور و معاملۀ هر کالایی که در انحصار دولت باشد، یا معاملۀ آن قانوناً ممنوع شده و یا به طور غیرقانونی وارد کشور شده باشد. مهم ترین کالاهایی که قاچاق می شوند عبارت اند از مواد مخدر و داروهای روان گردان؛ اسلحه و مهمات جنگی و تفنگ شکاری؛ کالا و ارز؛ کالای تجاری و گمرکی که بدون رعایت ...

فرهنگ فارسی

تردستی، کاری که پنهانی وباتردستی انجام شود، خریدفروش کالائی درانحصاردولت ویامعامله ممنوعه
( اسم ) ۱ - کاری بر خلاف قانون که پنهانی انجام شود ۲ - متاعی که معامله یا ورود آن بکشور ممنوع است .

دانشنامه عمومی

قاچاق چیزی است که ورود آن به کشور یا معاملهٔ آن از طرف دولت ممنوع است. در علم اقتصاد به صورت مشخص به ورود و خروج کالا که مخفیانه از مرزهای کشور وارد یا خارج شود، قاچاق می گویند. کالای اقتصادی که مورد قاچاق قرار می گیرد را کالای قاچاق می نامند. شخص یا اشخاصی که مبادرت به انجام قاچاق می کنند را قاچاقچی یا سوداگر می گویند.قاچاق در ایرانتقلبکارتلرقابت (علم اقتصاد)هنگامی که قیمت یک کالا در یک کشور با ا...

مترادف و متضاد

غیرقانونی، غیرمجاز، کالای‌ممنوع

swindler (اسم)متقلب، طرار، سیاه بند، قاچاق، کلاه بردار، خزپوش، گول زن، گوش بر، کلاه گذارcontraband (اسم)قاچاق، کالای قاچاق، تجارت قاچاق یا ممنوعfree trade (اسم)قاچاق، تجارت ازادillicit (صفت)قاچاق، نا مشروع، مخالف مقررات...

کلمات مرتبط

  • قاچاق زنان
  • قاچاق شدن
  • قاچاق کردن
  • قاچاق بیین
  • قاچاق اسلحه
  • قاچاق انسان در اتریش
  • قاچاق انسان در اذربایجان
  • قاچاق انسان در ارژانتین
  • قاچاق انسان در استرالیا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات