Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قانلو

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑnluː/ تلفظ :‌ [q1'Anlu:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • قال قانلو
  • قان قانلو
  • قره قانلو
  • تپه قره قانلو
  • سد قانلو
  • قنات قره قانلو ساوجبلاغ
  • قانلوبلاغ
  • قانلودرق
  • قنات قانلوکاریز بوئین زهرا
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

قانلو. ( اِخ ) دهی از دهستان احمدآباد بخش تکاب شهرستان مراغه. در 15هزارگزی شمال خاوری تکاب و 8هزارگزی خاور راه ارابه رو تکاب به احمدآباد واقع است. کوهستانی و معتدل و سالم است. 292 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه سارها و محصولات آن غلات و بادام و حبوبات و کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 )....

دانشنامه عمومی

قانلو یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آبش احمد بخش آبش احمد شهرستان کلیبر واقع شده است.
wiki: قانلو

کلمات مرتبط

  • قال قانلو
  • قان قانلو
  • قره قانلو
  • تپه قره قانلو
  • سد قانلو
  • قنات قره قانلو ساوجبلاغ
  • قانلوبلاغ
  • قانلودرق
  • قنات قانلوکاریز بوئین زهرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات