قانع جرفادقانی. [ ن ِ ع ِ ج ُ دَ ] ( اِخ ) نامش محمد و در بدایت عمر نساجی کردی پس از آن روی بصحبت فضلا آوردی. غزل و قصیده هر دو را میگوید و اینک نمونه ای از اشعار وی :اصل ایمان نور یزدان بحر عرفان بوالحسن کز قضای حق نبودی نارضا در هیچ باب معدن حلم و مروت منبع جود و سخامخزن صدق و فتوت هادی راه صواب از پی بزم نشاطش ماه و زهره مشتری آن یکی جام می این ساقی دگر خنیاگر است آنکه ذات بی همالش ز التفات ذوا...
فرهنگ فارسی
نامش محمد و در بدایت عمر نساجی کردی پس از آن روی بصحبت فضلا آوردی .