Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قان

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑn/ تلفظ :‌ [q1'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قان قان
  • قان قانلو
  • قان بیگی محمدمهدی
  • قان یوخماز
  • رزم قان
  • القان
  • کوچک قان یخمز
  • بستن قان
  • خفه قان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قان . [ نِن ْ ] (ع ص ) قانی . رجوع به قانی شود.

قان . (ترکی ، اِ) گفته اند دم است . (فهرست مخزن الادویه ). خون .

قان . (اِخ ) از شهرهای یمن و در دیار نهدبن زیدبن سودبن اسلم بن حاف بن قضاعة و حارث بن کعب است ، و گفته اند قوان . (معجم البلدان ج 7 ص 19) (منتهی الارب )....

فرهنگ فارسی

( اسم ) غان .
از شهر های یمن و در دیار نهد بن زید بن سود بن اسلم بن حاف بن قضاعه و حارث بم کعب است و گفته اند قوان .

کلمات مرتبط

  • قان قان
  • قان قانلو
  • قان بیگی محمدمهدی
  • قان یوخماز
  • رزم قان
  • القان
  • کوچک قان یخمز
  • بستن قان
  • خفه قان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات