معانی کلمه : قامون
لغت نامه دهخدا
قامون . (اِخ ) (دعای ...) نام یکی از ادعیه ٔ مشهوره و نام دیگر آن سیفی صغیر است .
قامون. ( اِخ ) ( دعای... ) نام یکی از ادعیه مشهوره و نام دیگر آن سیفی صغیر است.
قامون. ( اِخ ) ( ساق یا جنوب ) موضعی است در جلعاد که یائیر در آنجا مدفون گشت. ( داود 10: 5 ) ( قاموس کتاب مقدس ص 683 ).
قامون. ( اِخ ) ( ساق یا جنوب ) موضعی است در جلعاد که یائیر در آنجا مدفون گشت. ( داود 10: 5 ) ( قاموس کتاب مقدس ص 683 ).
فرهنگ فارسی
موضعی است در جلعاد که یائیر در آنجا مدفون گشت .
