معانی کلمه : قاموس
لغت نامه دهخدا
قاموس . (اِخ ) نام کتاب لغت عربی فیروزآبادی و برای شناسائی آن رجوع به مقدمه ٔ لغتنامه از صص 334 - 338 شود.
فرهنگ عمید
۱. کتاب لغت؛ فرهنگ. Δ در اصل نام کتاب «قاموسالمحیط» در لغت عربی تٲلیف فیروزآبادی است.
۲. مجموعۀ واژگان تعریف شده در ذهن؛ ذهنیت.
۱. کتاب لغت، فرهنگ. &delta، در اصل نام کتاب «قاموس المحیط» در لغت عربی تٲلیف فیروزآبادی است.
۲. مجموعۀ واژگان تعریف شده در ذهن، ذهنیت.
۲. مجموعۀ واژگان تعریف شده در ذهن، ذهنیت.
فرهنگ معین
[ ع . ] ۱ - (اِ. ) میانه دریا. ۲ - کتاب لغت . ۳ - (ص . ) رازدار، صاحب سرُ. ۴ - ذات ، طبیعت . ۵ - ذهنیت ، نظر.
فرهنگ فارسی
واژهنامۀ خاص یک زبان، بهویژه زبانهای باستانی
مترادف و متضاد
دریا، قلزم
رازدار، سرپوش
فرهنگ، لغتنامه، واژهنامه
۱. فرهنگ، لغتنامه، واژهنامه
۲. رازدار، سرپوش
۳. دریا، قلزم
فرهنگستان زبان و ادب
{lexicon} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] واژه نامۀ خاص یک زبان، به ویژه زبان های باستانی
