کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قال-گذاری | کلماتور
معانی کلمه : قال گذاری
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑl ɡozˈɑri/
تلفظ :
[q1'Al goz'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قفل گذاری
قابل تخم گذاری
اوای مرغ وکبک قبل از تخم گذاری
حلقه گذاری قابل تنظیم معده
قفل گذاری دو مرحله ای
نشانه گذاری قابل حمل بازی
قاب گذاردن
قال
قال قال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قال گذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) ( اصطلاح فیزیکی ) عمل ذوب طلا و نقره در بوته و تصفیه آنها از مواد زاید.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل قال گذاشتن ۲ - عمل ذوب طلا و نقره در بوته و تصفیه آنها از مواد زاید .
مترادف و متضاد
cupellation
(اسم)
قالگری، قال گذاری، گرفتن فلزات قیمتی از سرب
کلمات مرتبط
قفل گذاری
قابل تخم گذاری
اوای مرغ وکبک قبل از تخم گذاری
حلقه گذاری قابل تنظیم معده
قفل گذاری دو مرحله ای
نشانه گذاری قابل حمل بازی
قاب گذاردن
قال
قال قال
نظرات