معانی کلمه : قاقم پوش
لغت نامه دهخدا
قاقم پوش. [ ق ُ ] ( نف مرکب ) کنایه از سفیدپوش. ( آنندراج ) :
به صبح قاقم پوش و به شام اکسون باف
به صلح آب فشان و به خشم آتشبار.
به صبح قاقم پوش و به شام اکسون باف
به صلح آب فشان و به خشم آتشبار.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) آنکه پوست قاقم پوشد ۲ - آنکه جامه سفید پوشد .
