معانی کلمه : قاعه
لغت نامه دهخدا
قاعة. [ ع َ ] (ع اِ) گشادگی . (ناظم الاطباء). گشادگی میان سرای . (آنندراج ).
قاعة. [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است از بلاد سعدبن زید مناةبن تمیم و پیش از یبرین واقع است . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
ساحت خانه، گشادگی و فضای خانه.
فرهنگ فارسی
ساحت خانه، گشادگی و فضای خانه
موضعی است از بلاد سعد بن زید مناه بن تعمیم و پیش از یبرین واقع است .
موضعی است از بلاد سعد بن زید مناه بن تعمیم و پیش از یبرین واقع است .
