Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاع صفصف

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑʔ sˈafsaf/ تلفظ :‌ [q1'A? s'afsaf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قاعا صفصف کردن
  • قاعاً صفصف کردن
  • قاع
  • قاع النقیع
  • قاع موحوش
  • شوره قاع
  • ذی قار
  • رزم قان
  • رصاص قلع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قاع صفصف. [ ع ِ ص َ ص َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بیابان مستوی : فیذرها قاعاً صفصفاً لاتری فیها عوجاً و لا امتا. ( قرآن 106/20 و 107 ).عنبر اشهب روید اگر از گیسوی اوتای یک موی ببخشند به قاع صفصف.سوزنی.نسف از فر خرامیدن تو یافت کنون فرّ فردوس اگر بود چو قاع صفصف .سوزنی.کاروان سبزه تا از قاع صفصف کرد ارم صف صف از مرغان روان بر کاروان افشانده اند.خاقانی.قاع صفصف دیده وصف صف سپهداران حاج کوس رااز زیر...

فرهنگ فارسی

بیابان مستوی

کلمات مرتبط

  • قاعا صفصف کردن
  • قاعاً صفصف کردن
  • قاع
  • قاع النقیع
  • قاع موحوش
  • شوره قاع
  • ذی قار
  • رزم قان
  • رصاص قلع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات