کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قاضی شیخم
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑzi ʃˈejxam/
تلفظ :
[q1'Azi S'ejxam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قاضی شیخ کبیر
ارامگاه شیخ قاضی حسن
زینه الارشاد حواشی سلطان الموحدین اقاسید علی قاضی بر ارشاد شیخ مفید
شیخ عبدالله قاضی اصفهانی
شیخ نصرالله قاضی
قاضی
قاضی الحاجات
قاضی القضاتی
قاضی القضاه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
قاضی شیخم. [ ش َ خ َ ] ( اِخ ) فاضلی است عالم از دانشمندان عهد صفویه و به حسب و نسب از جمله اشراف و اعاظم و متصدی منصب تدریس و تولیت مدرسه نصریه است. ( حبیب السیر چ خیام ج 4 ص 609 ).
کلمات مرتبط
قاضی شیخ کبیر
ارامگاه شیخ قاضی حسن
زینه الارشاد حواشی سلطان الموحدین اقاسید علی قاضی بر ارشاد شیخ مفید
شیخ عبدالله قاضی اصفهانی
شیخ نصرالله قاضی
قاضی
قاضی الحاجات
قاضی القضاتی
قاضی القضاه
نظرات