Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاضی دولت ابادی

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑzi dˈolat ˈaːbˈɑdi/ تلفظ :‌ [q1'Azi d'olat 'a:b'Adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قاضی دولت آبادی
  • قاضی
  • قاضی الحاجات
  • قاضی القضاتی
  • قاضی القضاه
  • قاضی النفیس
  • قاضی امامی
  • قاضی امیر محمد
  • قاضی انباری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( قاضی دولت آبادی••• ) قاضی دولت آبادی. [ دَ ل َ ] ( اِخ ) شهاب الدین یا احمدبن شمس الدین بن عمر هندی که در زمان خود ملقب به ملک العلماء بود. از علما وعرفای قرن نهم هجری است. وی فنون شریعت و طریقت را جامع و در شعر نیز ماهر بود. از اشعار اوست که به یکی از حکام نوشته و کنیزکی از وی درخواست کرده است :این نفس خاکسار که آتش سزای اوست پرباد گشت و لایق بی آب کردن است یک کس چنان فرست که پا بر سرم نهدریزم ...

فرهنگ فارسی

( قاضی دولت آبادی ) شهاب الدین یا احمد بن شمس الدین بن عمر هندی که در زمان خود ملقب به ملک العلمائ بود .

کلمات مرتبط

  • قاضی دولت آبادی
  • قاضی
  • قاضی الحاجات
  • قاضی القضاتی
  • قاضی القضاه
  • قاضی النفیس
  • قاضی امامی
  • قاضی امیر محمد
  • قاضی انباری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات