Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قاضی حاجات

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑzi hˈɑdʒɑt/ تلفظ :‌ [q1'Azi h'AdZAt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قاضی الحاجات
  • کلاته حاجی قاضی
  • قضای حاجت
  • عرب قاری حاجی
  • قاضی
  • قاضی القضاتی
  • قاضی القضاه
  • قاضی النفیس
  • قاضی امامی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قاضی حاجات. [ ی ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قاضی الحاجات. آنچه حاجت ها برآورد :
ای زر تو خدا نه ای ولیکن بخدا
ستار عیوب و قاضی حاجاتی.
|| ( اِخ ) قاضی الحاجات. یکی از نامهای خدا :
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز
حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم.
حافظ
رجوع به قاضی الحاجات شود.

فرهنگ فارسی

یا آنچه حاجت ها بر آورد

کلمات مرتبط

  • قاضی الحاجات
  • کلاته حاجی قاضی
  • قضای حاجت
  • عرب قاری حاجی
  • قاضی
  • قاضی القضاتی
  • قاضی القضاه
  • قاضی النفیس
  • قاضی امامی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات