Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قازغان

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑzeq1ˌɑn/ تلفظ :‌ [q1'Azeq1,An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • قازان
  • قازان قیه
  • قازان چای
  • قزغان
  • قازقان
  • قازان آباد
  • قازان آغلی
  • قازان اباد
  • قازان اغلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

قازغان. ( ترکی ، اِ ) دیگ مسین. ( لطائف ). و در غرائب اللغات نوشته که قزغان به معنی ظرف آهنین است که در آن روغن انداخته چیزی بریان نمایند. آن را کراهی گویند. ( آنندراج ). دیگ بزرگ را گویند که در آن چیزی پزند. گویند این لغت ترکی است. ( برهان ) :
در حدیث دیگران دل دان چنان
کآب جوشان ز آتش اندر قازغان.
( مثنوی از حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به قازقان شود.

فرهنگ عمید

دیگ، پاتیل: در حدیث دیگر این دل دان چنان / کآب جوشان زآتش اندر قازغان (مولوی: ۳۹۹ ).

کلمات مرتبط

  • قازان
  • قازان قیه
  • قازان چای
  • قزغان
  • قازقان
  • قازان آباد
  • قازان آغلی
  • قازان اباد
  • قازان اغلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات