معانی کلمه : قارس
لغت نامه دهخدا
قارس . (معرب ، اِ) کبر است . (فهرست مخزن الادویه ). مصحف «قرسیون » است . (دزی ج 2 ص 326).
فرهنگ فارسی
کبر است
گویش مازنی
محکم – سفت قرص
/ghaars/ محکم – سفت قرص

قارس . (معرب ، اِ) کبر است . (فهرست مخزن الادویه ). مصحف «قرسیون » است . (دزی ج 2 ص 326).
محکم – سفت قرص