Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قارس

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑres/ تلفظ :‌ [q1'ARes]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • قارسک
  • قارسیسا
  • فرودگاه قارسوت
  • ذی قار
  • رانۀ قاره ای
  • رستم بن قارن
  • شیب قاره
  • اینجه قاره
  • علی قاربوزابادی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

قارس . (معرب ، اِ) کبر است . (فهرست مخزن الادویه ). مصحف «قرسیون » است . (دزی ج 2 ص 326).

قارس . [ رِ ] (ع ص ) سرمای سخت و فسرده . (منتهی الارب ). سرمای سخت . (آنندراج ). اصبح الیوم الماء قارساً؛ ای جامداً. (ناظم الاطباء). || دیرینه از هرچیز. (منتهی الارب ). قدیم و دیرینه ا...

فرهنگ فارسی

کبر است

گویش مازنی

محکم – سفت قرص

/ghaars/ محکم – سفت قرص

کلمات مرتبط

  • قارسک
  • قارسیسا
  • فرودگاه قارسوت
  • ذی قار
  • رانۀ قاره ای
  • رستم بن قارن
  • شیب قاره
  • اینجه قاره
  • علی قاربوزابادی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات