معانی کلمه : قاد
لغت نامه دهخدا
قاد. ( ع اِ ) اندازه. ( مهذب الاسماء ).مقدار. ( آنندراج ). بینی و بینه قاد رمح. ( ناظم الاطباء )؛ فاصله میان من و او به اندازه یک نیزه است.
فرهنگ فارسی
اندازه مقدار
گویش دزفولی
انتهای پا زیر پهلو و کمر

انتهای پا زیر پهلو و کمر