کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : قابو
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbuː/
تلفظ :
[q1'Abu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قابو پرست
قابو یافتن
قابودی
قابوس
قابوس نامه
قابول
قابوک
برج گنبد قابوس
گنبد قابوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قابو. ( اِ ) فرصت. ( آنندراج ). و قابو یافتن فرصت یافتن است. || توانائی. قوت. طاقت. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
فرصت و قابو یافتن فرصت یافتن است
کلمات مرتبط
قابو پرست
قابو یافتن
قابودی
قابوس
قابوس نامه
قابول
قابوک
برج گنبد قابوس
گنبد قابوس
نظرات