معانی کلمه : قابلگی
لغت نامه دهخدا
قابلگی. [ ب ِ ل َ / ل ِ ] ( حامص ) مامائی. ماماگی. مامنافی. ( ناظم الاطباء ). عمل ماما. فن قابله. شغل قابله.
فرهنگ فارسی
عمل و شغل قابله مامایی .
مترادف و متضاد
دایگی، مامایی
midwife (اسم)
ماما، قابله، قابلگی
midwifery (اسم)
قابلگی، مامایی
