کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : قابل فرو کردن در اب
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑbel fˈoru kˈardan dˈar ˈaːb/
تلفظ :
[q1'Abel f'oRu k'aRdan d'aR 'a:b]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قابل فرض
قابل فروش
قابل فروش حراج
فرق قائل شدن
فرق قائل شدن بین افراد
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
submerged
(صفت)
قابل فرو کردن در اب
کلمات مرتبط
قابل فرض
قابل فروش
قابل فروش حراج
فرق قائل شدن
فرق قائل شدن بین افراد
قابل
قابِل
قابل اتساع
قابل احتراق
نظرات