Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ قابل حل

تلفظ بین المللی : /q1ˈɑblahˌal/ تلفظ :‌ [q1'Ablah,al]
مترادف و متضاد
  • قابل حل به طریق جبری
  • غیر قابل حل
  • معمای غیر قابل حل
  • حلقه گذاری قابل تنظیم معده
  • حلوایی که قبل از سال برای مردگان می پزند
  • قابلحمل
  • قابللمس
  • قابلملاحظه
  • قابل
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

dissoluble (صفت)جدا شدنی، حل شدنی، تجزیه پذیر، قابل حلsoluble (صفت)محلول، حل شدنی، قابل حل، حل پذیرsolvable (صفت)محلول، حل شدنی، قابل حل، قابل پرداخت، حل پذیر، قادر به تادیه وام، واریز شدنی...

کلمات مرتبط

  • قابل حل به طریق جبری
  • غیر قابل حل
  • معمای غیر قابل حل
  • حلقه گذاری قابل تنظیم معده
  • حلوایی که قبل از سال برای مردگان می پزند
  • قابلحمل
  • قابللمس
  • قابلملاحظه
  • قابل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات