معانی کلمه : فین کردن
لغت نامه دهخدا
فین کردن. [ ک َ دَ ]( مص مرکب ) آب بینی را خارج کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). به فشار بیرون دادن نفس از بینی ، اخراج فضول را. با آواز خلط بینی بیرون دادن. ( یادداشتهای مؤلف ).
فرهنگ معین
(کَ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) تخلیه کردن آب بینی .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آب بینی را خارج کردن .
