معانی کلمه : فیزیسین
لغت نامه دهخدا
فیزیسین. [ سی َ ] ( فرانسوی ، ص ، اِ ) فیزیک دان. احتراز از استعمال این کلمه بیگانه اولی است. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
فیزیکدان، عالم بعلم فیزیک
( صفت اسم ) فیزیکدان . توضیح احتراز از استعمال این کلمه ( صفت ) بیگانه اولی است .
( صفت اسم ) فیزیکدان . توضیح احتراز از استعمال این کلمه ( صفت ) بیگانه اولی است .
