Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فیروزج

تلفظ بین المللی : /fˈiruːzdʒ/ تلفظ :‌ [f'iRu:zdZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • فیروزجی
  • چاق فیروزجایی
  • فیروزجاه
  • فیروزجاه سیار
  • فیروزجرد
  • فیروزجنگ
  • دهستان فیروزجاه
  • سقانفار فیروزجا
  • علی رضا فیروزجاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فیروزج. [ زَ ] ( معرب ، اِ ) معرب پیروزگ. پیروزه.فیروزه. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فیروزه شود.

فرهنگ عمید

فیروزه#NAME?

= فیروزه

فرهنگ فارسی

معرب فیروزهپیروزه:یکی ازسنگهای قیمتی برنگ آبی آسمانی که ازمعدن استخراج میشود، بیشترنگین انگشترمیکنند( اسم ) ۱ - یکی از احجار آذرین که ترکیب آن عبارت از فسفات ئیدراته آلومینیوم طبیعی است . وزن مخصوص بین ۲ / ۶۲ تا ۲ /۸۳ است و سختیش برابر شیشه یعنی مساوی با ۶ می باشد . فیروزه به مناسبت رنگ آبی درخشانی که دارد بزودی در بین احجار کریمه شناخته می شود . همیشه بی شکل است . و در حالت طبیعی در آن رگه های قه...

کلمات مرتبط

  • فیروزجی
  • چاق فیروزجایی
  • فیروزجاه
  • فیروزجاه سیار
  • فیروزجرد
  • فیروزجنگ
  • دهستان فیروزجاه
  • سقانفار فیروزجا
  • علی رضا فیروزجاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات