Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فیج

تلفظ بین المللی : /fˈidʒ/ تلفظ :‌ [f'idZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ابوبکر فیج احمد بن محمد اصفهانی
  • فیجان
  • فیجل
  • فیجن
  • فیجی
  • ترمه فیجل
  • علی فیجاطی
  • فیجاطی
  • فیجکت
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

فیج . [ ف َ ] (ع اِ) گو پست . (منتهی الارب ). || نزدیک تَک زمین . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

فیج . [ ف َ ] (معرب ، اِ) پیک . (منتهی الارب ). معرب پیک فارسی است . قاصد. (از فرهنگ فارسی معین ).ج ، فیوج . (از اقرب الموارد). || گروه مردم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فوج شود.

فیج. [ ف َ ] ( معرب ، اِ ...

فرهنگ معین

(فَ یا فِ ) [ معر. ] (اِ. ) پیک ، قاصد. ج . فیوج .

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیک قاصد جمع : فیوج .
گوپشت . یا نزدیک تک زمین

کلمات مرتبط

  • ابوبکر فیج احمد بن محمد اصفهانی
  • فیجان
  • فیجل
  • فیجن
  • فیجی
  • ترمه فیجل
  • علی فیجاطی
  • فیجاطی
  • فیجکت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات